نقشه استان فارس
تاریخچه استان فارس
«و این سرزمین از دشمن، از خشکسالی و از دروغ بپاید و بدین سرزمین دشمن، بدسالی و دروغ نیاید.»
نقل به مضمون از سنگ نبشته داریوش در تخت جمشید
نقل به مضمون از سنگ نبشته داریوش در تخت جمشید
فارس در دوران باستان
در جنوب ایران تا کرانههای خلیج فارس، سرزمینی گسترده است که از روزگار باستان، پارس (فارس) نام داشت و از آغاز دوره اسلامیتاکنون، مرکز آن شیراز بوده است. این سرزمین، از چند هزار سال پیش زیستگاه پررونق اقوام بومیایران، و به ویژه ایلامیان بود و از این قوم، آثار بسیار در گوشه و کنار فارس، به جای مانده است. آثاری چون کورنگون مَمَسَنی، نقش رستم،
تخت جمشید ، تپه ی سبز و تپه ی مالیان (هر دو در مرودشت) و …
سه هزار سال پیش از این، قومیکه خود را آریایی میخواند، از جنوب روسیه ی امروزی به فلات ایران سرازیرشد و پس از درگیریهای فراوان با بومیان آن سامان، به پیروزی رسید و برای خود سکونتگاههایی برپا داشت. بیشتر این آریاییان، چوپان و گله دار و کوچ نشین بودند و به صورت قبیله ای زندگی میکردند.
دین آنان گونه ای بینش توحیدی بود. آنان به خدای یگانه و بزرگی به نام «اهورامزدا» ایمان داشتند و نیروهای طبیعی، مانند آب، آتش، خاک و خورشید را دارای فـَرَّه ایزدی میپنداشتند و سرچشمه بدیها و تاریکیها را در وجود اهریمن می جستند. آریاییان، قبیلههای بزرگی داشتند که معروف تر از همه پارسیان، مادها، سَکاها، بلخیان، سُغدیان، خوارزمیان، هراتیان و پارتیان بودند. همه این قبیلهها به یک زبان بزرگ، اما با لهجههای متفاوت سخن میگفتند و سرزمین خود را به نام «آریّا وَئیَج» (ایران ویج) میخواندند و بعدها که دارای حکومت شدند، میهن شان را «کشور ایرانیان» و زبان اصلیشان را «اَئیریانو خششرَ» میخواندند. این اصطلاح بعدها به اِئران شَتر و ایران شهر و سرانجام «ایران» تبدیل شد.
پارسیان، یکی از اقوام ایرانی بودند که سه هزار سال پیش، به فارس آمدند و در چند مکان، از جمله در اَنشان یا مالیان امروزی در ۴۶کیلومتری شمال شیراز، و پاسارگاد ساکن شدند. پایتخت آنان، نخست پاسارگاد بود و بعدها به همدان انتقال یافت.
در اواخر سده هشتم پیش از میلاد، مادها در ایران غربی نیرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوریانِ تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآوردند و حکومتی بزرگ برپا داشتند که ۱۲۰ سال پایدار ماند. فرمانروایی آنان سرانجام توسط کوروش بزرگ فرو پاشید.
کوروش بزرگ فرزند کمبوجیه (پادشاه پارسیان) و شاهدختی مادی بود و با کارهای درخشانش بزرگترین پادشاهی جهان آن روزگار را پدید آورد.
سه هزار سال پیش از این، قومیکه خود را آریایی میخواند، از جنوب روسیه ی امروزی به فلات ایران سرازیرشد و پس از درگیریهای فراوان با بومیان آن سامان، به پیروزی رسید و برای خود سکونتگاههایی برپا داشت. بیشتر این آریاییان، چوپان و گله دار و کوچ نشین بودند و به صورت قبیله ای زندگی میکردند.
دین آنان گونه ای بینش توحیدی بود. آنان به خدای یگانه و بزرگی به نام «اهورامزدا» ایمان داشتند و نیروهای طبیعی، مانند آب، آتش، خاک و خورشید را دارای فـَرَّه ایزدی میپنداشتند و سرچشمه بدیها و تاریکیها را در وجود اهریمن می جستند. آریاییان، قبیلههای بزرگی داشتند که معروف تر از همه پارسیان، مادها، سَکاها، بلخیان، سُغدیان، خوارزمیان، هراتیان و پارتیان بودند. همه این قبیلهها به یک زبان بزرگ، اما با لهجههای متفاوت سخن میگفتند و سرزمین خود را به نام «آریّا وَئیَج» (ایران ویج) میخواندند و بعدها که دارای حکومت شدند، میهن شان را «کشور ایرانیان» و زبان اصلیشان را «اَئیریانو خششرَ» میخواندند. این اصطلاح بعدها به اِئران شَتر و ایران شهر و سرانجام «ایران» تبدیل شد.
پارسیان، یکی از اقوام ایرانی بودند که سه هزار سال پیش، به فارس آمدند و در چند مکان، از جمله در اَنشان یا مالیان امروزی در ۴۶کیلومتری شمال شیراز، و پاسارگاد ساکن شدند. پایتخت آنان، نخست پاسارگاد بود و بعدها به همدان انتقال یافت.
در اواخر سده هشتم پیش از میلاد، مادها در ایران غربی نیرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوریانِ تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآوردند و حکومتی بزرگ برپا داشتند که ۱۲۰ سال پایدار ماند. فرمانروایی آنان سرانجام توسط کوروش بزرگ فرو پاشید.
کوروش بزرگ فرزند کمبوجیه (پادشاه پارسیان) و شاهدختی مادی بود و با کارهای درخشانش بزرگترین پادشاهی جهان آن روزگار را پدید آورد.
ذوالقرنین
نامیده اند. کوروش پس از نزدیک به ۳۰ سال فرمانروایی در جنگ با کوچ نشینان ماساگتی – از اقوام سَکایی آسیای میانه – کشته شد و پسرش کمبوجیه جای او را گرفت و به مصر لشکر کشید و آنجا را به فرمان خود درآورد، ولی با شورش مُغان روبه رو شد و پیش از گرفتن کین خویش در مصر درگذشت.
آنگاه داریوش بر تخت هخامنشی نشست و ۳۶ سال بر ایران فرمان راند. هخامنشیان نزدیک به ۲۱۸ سال بر این سرزمین حکومت کردند تا این که اسکندر بر ایران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت، اما دولتش هفت سال بیش نپایید و آرزوهایش برباد رفت. اگرچه حاکمان پارس به سلطه سلاطین اشکانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما پارس هرگز جزو امپراتوری اشکانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را تا سواحل کارمانیا و سواحل عربستان بسط دادند. از روایات مربوط به اردشیر اول ساسانی چنین بر میآید که در زمان او، پارس به ممالک کوچکی تقسیم شده بود. از سکههای کشف شده ی آن دوران میتوان دریافت که در آن زمان، تمدن یونانی به کلی از پارس رخت بر بسته بود و سنتهای تاریخی و اساطیری کهن و دین زردشت استیلای کامل داشت.
براساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمینی بود که دین زردشتی حقیقی و نوشته های مقدس در آن محفوظ مانده بود. به همین دلیل، تجدید حیات آیین زردشتی، با قیام اردشیر اول و کشور گشاییهای او از پارس آغاز شد. اردشیر اول، دودمان ساسانیان را بنیاد گذاشت و دین زردشتی را در سراسر ایران مستقر کرد.
استخر که پایتخت پارس بود، در دوره ساسانی شهری بزرگ و آباد بود اما پس از بنیان گذاری پادشاهی ساسانی، پایتخت به تیسفون منتقل شد. از آثار پراهمیت تاریخی پیش از اسلام در سرزمین فارس، میتوان از تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، قصر اردشیر، قلعه دختر، بیشابور، قصر ابونصر، بند بهمن، قصر ساسانی در سروستان و بسیاری نمونههای دیگر یاد کرد.
آنگاه داریوش بر تخت هخامنشی نشست و ۳۶ سال بر ایران فرمان راند. هخامنشیان نزدیک به ۲۱۸ سال بر این سرزمین حکومت کردند تا این که اسکندر بر ایران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت، اما دولتش هفت سال بیش نپایید و آرزوهایش برباد رفت. اگرچه حاکمان پارس به سلطه سلاطین اشکانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما پارس هرگز جزو امپراتوری اشکانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را تا سواحل کارمانیا و سواحل عربستان بسط دادند. از روایات مربوط به اردشیر اول ساسانی چنین بر میآید که در زمان او، پارس به ممالک کوچکی تقسیم شده بود. از سکههای کشف شده ی آن دوران میتوان دریافت که در آن زمان، تمدن یونانی به کلی از پارس رخت بر بسته بود و سنتهای تاریخی و اساطیری کهن و دین زردشت استیلای کامل داشت.
براساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمینی بود که دین زردشتی حقیقی و نوشته های مقدس در آن محفوظ مانده بود. به همین دلیل، تجدید حیات آیین زردشتی، با قیام اردشیر اول و کشور گشاییهای او از پارس آغاز شد. اردشیر اول، دودمان ساسانیان را بنیاد گذاشت و دین زردشتی را در سراسر ایران مستقر کرد.
استخر که پایتخت پارس بود، در دوره ساسانی شهری بزرگ و آباد بود اما پس از بنیان گذاری پادشاهی ساسانی، پایتخت به تیسفون منتقل شد. از آثار پراهمیت تاریخی پیش از اسلام در سرزمین فارس، میتوان از تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، قصر اردشیر، قلعه دختر، بیشابور، قصر ابونصر، بند بهمن، قصر ساسانی در سروستان و بسیاری نمونههای دیگر یاد کرد.
فارس در دوران اسلامی
مسلمانان به پیروی از ساسانیان، ایالت فارس را به پنج ولایت که هر کدام را یک «کوره» میگفتند، تقسیم کردند. این تقسیم بندی تا حمله ی مغولان برجای بود.
پنج کوره ی فارس عبارت بود از:
کوره ی اردشیر خوره که مرکز آن شیراز بود، کوره ی شاپور خوره که مرکز آن شهر شاپور بود، کوره ی ارجان که مرکز آن به همین نام بود، کوره ی استخر که مرکز آن پرسـِـپولیس بود و کوره ی دارابجرد که مرکز آن دارابجرد بود.
فارسیان از آغاز عاشق خاندان نبوت و اهل بیت بودند. اولین ایرانی که در جستجوی پیامبر به سوی حجاز شتافت و به دین اسلام مشرف شد، سلمان فارسی بود که این افتخار را یافت که خاتم پیامبران درباره ی او میفرماید: «سلمان از اهل بیت ماست».
در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هـ.ق، فارس به تصرف «یعقوب لیث» مؤسس سلسله صفاریان درآمد. وی شیراز را تصرف کرد و برادرش عمرولیث مسجد جامع بزرگی در شهر ساخت که هنوز پابرجاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بویه درآمد و «عضدالدوله دیلمی» بر بیشتر ایران و قسمتی از بین النهرین تسلط یافت. از کارهای برجسته او ساختن بند امیر بر رود کُـر بود.
پس از آل بویه، سلجوقیان بر فارس مسلط شدند. با ضعف سلاجقه، «سنقرابن مودود»، دودمان اتابکان فارس را تأسیس کرد. این دودمان، در ۵۴۳ هـ.ق بر سرزمین فارس فرمانروایی یافت و آخرین فرمانروای آن، «آبش خاتون»، پس از یک سال سلطنت در ۶۶۷ هـ.ق به همسری «منکو تیمور»، یکی از پسران هلاکوخان مغول درآمد. از آن پس سلطنت وی نامیبیش نبود و چندی نگذشت که فارس به دست امرای مغول افتاد.
در سال ۹۰۹ هـ.ق، فارس تحت استیلای «شاه اسماعیل» صفوی درآمد. در زمان او و جانشینانش، فارس و مرکز آن شیراز، آبادی و رونق یافت. در این دوران، «الله وردی خان» و پسرش «امامقلی خان» فرمانروایان کاردان و با تدبیر فارس در زیبا ساختن و آبادانی شهر شیرازکوشیدند.
در جنگ میان «نادرشاه» و افاغنه غلزایی تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ویرانی فراوانی دید. این جنگ با شکست افاغنه در ۱۱۴۲ هـ.ق پایان یافت.
فارسیان از آغاز عاشق خاندان نبوت و اهل بیت بودند. اولین ایرانی که در جستجوی پیامبر به سوی حجاز شتافت و به دین اسلام مشرف شد، سلمان فارسی بود که این افتخار را یافت که خاتم پیامبران درباره ی او میفرماید: «سلمان از اهل بیت ماست».
در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هـ.ق، فارس به تصرف «یعقوب لیث» مؤسس سلسله صفاریان درآمد. وی شیراز را تصرف کرد و برادرش عمرولیث مسجد جامع بزرگی در شهر ساخت که هنوز پابرجاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بویه درآمد و «عضدالدوله دیلمی» بر بیشتر ایران و قسمتی از بین النهرین تسلط یافت. از کارهای برجسته او ساختن بند امیر بر رود کُـر بود.
پس از آل بویه، سلجوقیان بر فارس مسلط شدند. با ضعف سلاجقه، «سنقرابن مودود»، دودمان اتابکان فارس را تأسیس کرد. این دودمان، در ۵۴۳ هـ.ق بر سرزمین فارس فرمانروایی یافت و آخرین فرمانروای آن، «آبش خاتون»، پس از یک سال سلطنت در ۶۶۷ هـ.ق به همسری «منکو تیمور»، یکی از پسران هلاکوخان مغول درآمد. از آن پس سلطنت وی نامیبیش نبود و چندی نگذشت که فارس به دست امرای مغول افتاد.
در سال ۹۰۹ هـ.ق، فارس تحت استیلای «شاه اسماعیل» صفوی درآمد. در زمان او و جانشینانش، فارس و مرکز آن شیراز، آبادی و رونق یافت. در این دوران، «الله وردی خان» و پسرش «امامقلی خان» فرمانروایان کاردان و با تدبیر فارس در زیبا ساختن و آبادانی شهر شیرازکوشیدند.
در جنگ میان «نادرشاه» و افاغنه غلزایی تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ویرانی فراوانی دید. این جنگ با شکست افاغنه در ۱۱۴۲ هـ.ق پایان یافت.

پس از مرگ نادر، بار دیگر فارس دستخوش پریشانی شد، ولی با روی کارآمدن «کریم خان زند» صلح و آبادی به این ناحیه بازگشت. از کاردانی و تدبیر و دوراندیشی کریم خان، آثار ارزشمندی به ویژه در شهر شیراز به جای مانده است.
پس از مرگ کریم خان در سال ۱۱۹۳ هـ.ق، بر سر جانشینی او میان بازماندگانش اختلاف پدید آمد و سرانجام، «لطفعلی خان زند» به فرمانروایی رسید. پس از آن، فارس در جنگ های لطفعلی خان زند و «آقا محمدخان قاجار» آسیب فراوان دید و سرانجام قاجاریه حکومت یافتند. پس از وفات فتحعلی شاه در سال ۱۲۵۰ هـ.ق، پسرش «حسینعلی میرزا فرمانفرما» در فارس به دعوی سلطنت برخاست، اما کاری از پیش نبرد.
فارس در دوران قاجاریه، همچنان از ایالات آباد و پر اهمیت کشور به شمار میآمد و راه ارتباطی خلیج فارس و مرکز، به عنوان نخستین خاکریز، مورد توجه خاص استعمارگران بود. اما مردم قهرمان این سرزمین کهن، هیچگاه در مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد از پا ننشستند. نهضت تنباکو به رهبری «میرزای شیرازی» در سال ۱۳۰۹ هـ.ق همواره الهام بخش مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری ایران و منطقه بوده است.
پس از قاجار، اگرچه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی به علت داشتن آثار با ارزش سیاسی و تاریخی و آرامگاههای دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی چون سعدی ، حافظ ، ابوعبداله خفیف، ملاصدرا، خواجو، شیخ روزبهان و بواسحاق کازرونی و … همچنان به عنوان یکی از پرآوازه ترین استانهای ایران با شهرتی جهانی در گسترده ی فرهنگ و ادب و عرفان جایگاه خود را حفظ کرد. افزون بر این حرمهای مطهر شاهچراغ(ع)، سید علاءالدین حسین (ع)، علی بن حمزه (ع) و … همواره فارس را در چشم عاشقان اهل بیت و شیعیان جهان گرامیداشته است.
پس از مرگ کریم خان در سال ۱۱۹۳ هـ.ق، بر سر جانشینی او میان بازماندگانش اختلاف پدید آمد و سرانجام، «لطفعلی خان زند» به فرمانروایی رسید. پس از آن، فارس در جنگ های لطفعلی خان زند و «آقا محمدخان قاجار» آسیب فراوان دید و سرانجام قاجاریه حکومت یافتند. پس از وفات فتحعلی شاه در سال ۱۲۵۰ هـ.ق، پسرش «حسینعلی میرزا فرمانفرما» در فارس به دعوی سلطنت برخاست، اما کاری از پیش نبرد.
فارس در دوران قاجاریه، همچنان از ایالات آباد و پر اهمیت کشور به شمار میآمد و راه ارتباطی خلیج فارس و مرکز، به عنوان نخستین خاکریز، مورد توجه خاص استعمارگران بود. اما مردم قهرمان این سرزمین کهن، هیچگاه در مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد از پا ننشستند. نهضت تنباکو به رهبری «میرزای شیرازی» در سال ۱۳۰۹ هـ.ق همواره الهام بخش مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری ایران و منطقه بوده است.
پس از قاجار، اگرچه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی به علت داشتن آثار با ارزش سیاسی و تاریخی و آرامگاههای دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی چون سعدی ، حافظ ، ابوعبداله خفیف، ملاصدرا، خواجو، شیخ روزبهان و بواسحاق کازرونی و … همچنان به عنوان یکی از پرآوازه ترین استانهای ایران با شهرتی جهانی در گسترده ی فرهنگ و ادب و عرفان جایگاه خود را حفظ کرد. افزون بر این حرمهای مطهر شاهچراغ(ع)، سید علاءالدین حسین (ع)، علی بن حمزه (ع) و … همواره فارس را در چشم عاشقان اهل بیت و شیعیان جهان گرامیداشته است.
مفاخر
در سده ی چهارم: ام سلمه بیگم شاعر و نویسنده، عمان نی ریزی شاعر و خوش نویس، مولانا مایلی نی ریزی شاعر، سید جواد نی ریزی عالم، حکیم محمد کاظم نی ریزی طبیب، میرزا محمدهاشم پزشک بلند پایه شیرازی که نادرشاه افشار هنگام فتح هند او را با خود به ایران آورد، ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی پزشک و حکیم، ابوالعلاء شیرازی پزشک، ابن عجیم پزشک و اخترشناس، احمدبن ابی اشعث پزشک، ابوزید فارسی نویسنده ی کتاب «راههای دریایی بین هند و ایران».
در سده هفتم مولانا نجم الدین محمود ابن صائن الدین الیاس شیرازی دانشمند و پزشک، سید قطب الدین محمد الحسینی عارف، استاد میرزا احمد نی ریزی خوش نویس، شعله نی ریزی شاعر، حاج زین العطار از پزشکان زمان شاه شجاع مظفری، حسن بن احمد فارسی استاد علم نحو و ادبیات.
در سده ی هشتم ابوالحسن عبدالملک ابن محمد شیرازی ریاضی دان و اخترشناس، خواجه شیرازی اخترشناس و رئیس رصدخانه شاه جهان، استاد قوام الدین شیرازی معمار و کاشی ساز و کاشی کار مسجد گوهرشاد مشهد، روزبه پسر دادویه ملقب به ابن مقفع اولین مترجم کلیله و دمنه به زبان عربی، سیبویه ادیب و نویسنده جامع ترین دستور زبان عربی که آن را قرآن النحو لقب داده اند، ابوعلی فارسی استاد علم نحو و مؤلف کتاب «الحجت» درباره ی قرائتهای قرآن، ابن مقله خوش نویس قرن چهارم که شش گونه ی جدید خط کوفی را ابداع کرد، ابراهیم و پسرش اسحاق که به موصلی مشهور بودند از موسیقی دانان قرن چهارم، «منصور حلاج» عارف و صوفی بلند آوازه، ابوحیان توحیدی دانشمند، فیلسوف و متکلم بنام سده چهارم و اوایل سده ی پنجم، شیخ کبیر ابوعبدالله خفیف از بزرگترین مشایخ و عرفای سده ی چهارم، ساکت نی ریزی شاعر و خوشنویس.
در سده ی پنجم مؤید شیرازی از بزرگان دانش و عرفان، شیخ ابواسحاق فیروزآبادی از دانشمندان و مدرسان، وصّاف الحضره از ادیبان و نویسندگان در زمان ایلخانان مغول، قاضی عضدالدین ایجی از دانشمندان عهد مظفری، ملاصدرای شیرازی حکیم و فیلسوف سده ی یازدهم مؤلف کتاب «الاصول من الکافی» و «الرساله ی فی الحدوث العالم» و «الحکمت العرشیه» و …، شیخ روزبهان از دانشمندان و عرفای قرن ششم، سید نظام الدین محمود ملقب به شاهد اعلی الی الله عارف و حکیم قرن نهم، باباکوهی از مشایخ صوفیه اوایل قرن پنجم، علامه قطب الدین شیرازی دانشمند و پزشک قرن هفتم، ملامحمد عسکر و ملامحمد شفیع ارسنجانی معروف به اشرف الکتاب نـَسخ نویس قرن سیزدهم، احمد وقار شیرازی خوش نویس و ادیب قرن سیزدهم، اسدالله شیرازی ملقب به «کاتب السطانی» از خوش نویسان دوره ی فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار، حسین حکاک خوشنویس و کتیبه نگار و سجع مهر که مهرهای ناصرالدین شاه را حک کرد، شوریده شیرازی، علی ابزری طبیب و مؤلف قرن نهم، شریف الدین جرجانی عالم و دانشمند قرن نهم، مکتبی شیرازی شاعر قرن دهم، بابا فغانی شاعر قرن دهم، اهلی شیرازی شاعر قرن دهم، انور زند شیرازی شاعر قرن دوازدهم، راز شیرازی نویسنده و عارف قرن سیزدهم، رحمتعلی شیرازی شاعر و عارف قرن سیزدهم، دستغیب شیرازی فقیه و مجتهد قرن سیزدهم، داور شیرازی شاعر و تذکره نویس قرن سیزدهم، قاآنی شاعر مشهور قرن سیزدهم، آتشی شیرازی شاعر معاصر، حجاب شیرازی شاعر و خطاط معاصر، علی اصغر حکمت نویسنده و مترجم معاصر و…
در سده هفتم مولانا نجم الدین محمود ابن صائن الدین الیاس شیرازی دانشمند و پزشک، سید قطب الدین محمد الحسینی عارف، استاد میرزا احمد نی ریزی خوش نویس، شعله نی ریزی شاعر، حاج زین العطار از پزشکان زمان شاه شجاع مظفری، حسن بن احمد فارسی استاد علم نحو و ادبیات.
در سده ی هشتم ابوالحسن عبدالملک ابن محمد شیرازی ریاضی دان و اخترشناس، خواجه شیرازی اخترشناس و رئیس رصدخانه شاه جهان، استاد قوام الدین شیرازی معمار و کاشی ساز و کاشی کار مسجد گوهرشاد مشهد، روزبه پسر دادویه ملقب به ابن مقفع اولین مترجم کلیله و دمنه به زبان عربی، سیبویه ادیب و نویسنده جامع ترین دستور زبان عربی که آن را قرآن النحو لقب داده اند، ابوعلی فارسی استاد علم نحو و مؤلف کتاب «الحجت» درباره ی قرائتهای قرآن، ابن مقله خوش نویس قرن چهارم که شش گونه ی جدید خط کوفی را ابداع کرد، ابراهیم و پسرش اسحاق که به موصلی مشهور بودند از موسیقی دانان قرن چهارم، «منصور حلاج» عارف و صوفی بلند آوازه، ابوحیان توحیدی دانشمند، فیلسوف و متکلم بنام سده چهارم و اوایل سده ی پنجم، شیخ کبیر ابوعبدالله خفیف از بزرگترین مشایخ و عرفای سده ی چهارم، ساکت نی ریزی شاعر و خوشنویس.
در سده ی پنجم مؤید شیرازی از بزرگان دانش و عرفان، شیخ ابواسحاق فیروزآبادی از دانشمندان و مدرسان، وصّاف الحضره از ادیبان و نویسندگان در زمان ایلخانان مغول، قاضی عضدالدین ایجی از دانشمندان عهد مظفری، ملاصدرای شیرازی حکیم و فیلسوف سده ی یازدهم مؤلف کتاب «الاصول من الکافی» و «الرساله ی فی الحدوث العالم» و «الحکمت العرشیه» و …، شیخ روزبهان از دانشمندان و عرفای قرن ششم، سید نظام الدین محمود ملقب به شاهد اعلی الی الله عارف و حکیم قرن نهم، باباکوهی از مشایخ صوفیه اوایل قرن پنجم، علامه قطب الدین شیرازی دانشمند و پزشک قرن هفتم، ملامحمد عسکر و ملامحمد شفیع ارسنجانی معروف به اشرف الکتاب نـَسخ نویس قرن سیزدهم، احمد وقار شیرازی خوش نویس و ادیب قرن سیزدهم، اسدالله شیرازی ملقب به «کاتب السطانی» از خوش نویسان دوره ی فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار، حسین حکاک خوشنویس و کتیبه نگار و سجع مهر که مهرهای ناصرالدین شاه را حک کرد، شوریده شیرازی، علی ابزری طبیب و مؤلف قرن نهم، شریف الدین جرجانی عالم و دانشمند قرن نهم، مکتبی شیرازی شاعر قرن دهم، بابا فغانی شاعر قرن دهم، اهلی شیرازی شاعر قرن دهم، انور زند شیرازی شاعر قرن دوازدهم، راز شیرازی نویسنده و عارف قرن سیزدهم، رحمتعلی شیرازی شاعر و عارف قرن سیزدهم، دستغیب شیرازی فقیه و مجتهد قرن سیزدهم، داور شیرازی شاعر و تذکره نویس قرن سیزدهم، قاآنی شاعر مشهور قرن سیزدهم، آتشی شیرازی شاعر معاصر، حجاب شیرازی شاعر و خطاط معاصر، علی اصغر حکمت نویسنده و مترجم معاصر و…
وجه تسمیه
پیش از ورود آریاییها، بومیان فلات ایران در فارس هم زندگی میکردند و دولت ایلام از شوش تا غرب فارس و حتی تا شیراز کنونی را پیش از هخامنشیان در تسلط خود داشت.
آریاییها، یک بار در چهار هزار سال پیش و بار دیگر ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پیش، به ایران آمدند. گروهی از آنها از راه کرمان به فارس وارد شدند و در شمال فارس، در منطقه ای که آب فراوان وجود دارد، استقرار یافتند.
رشیدترین طایفه آریاییهای فارس، پارسه (PARSA = پارس) نام داشت. از این رو نام این طایفه در ۱۱ سده پیش از میلاد، بر قلمروی آنان نهاده شد. به تدریج روستاها و شهرهای آنان ساخته شد و نام نخستین شهر آنان یعنی پارسه کده (پاسارگاد)، به قولی از نام همین طایفه گرفته شده است. «پارسه» دومین نامیاست که بعدها به نام شهر پارسه (پرسـِـپولیس یونانی) بر تخت جمشید گذاشته شد.
با شکل گیری حکومت هخامنشیان واژه «پارس» به سراسر قلمرو آنان، یعنی ایران اطلاق شد و بعدها با تغییرات سیاسی، واژه «پارس» ویژه استان فارس شد. «فارس» معرّب «پارس» است. بعدها برای استان فارس واژه «فارسستان» به کار رفت.
آریاییها، یک بار در چهار هزار سال پیش و بار دیگر ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پیش، به ایران آمدند. گروهی از آنها از راه کرمان به فارس وارد شدند و در شمال فارس، در منطقه ای که آب فراوان وجود دارد، استقرار یافتند.
رشیدترین طایفه آریاییهای فارس، پارسه (PARSA = پارس) نام داشت. از این رو نام این طایفه در ۱۱ سده پیش از میلاد، بر قلمروی آنان نهاده شد. به تدریج روستاها و شهرهای آنان ساخته شد و نام نخستین شهر آنان یعنی پارسه کده (پاسارگاد)، به قولی از نام همین طایفه گرفته شده است. «پارسه» دومین نامیاست که بعدها به نام شهر پارسه (پرسـِـپولیس یونانی) بر تخت جمشید گذاشته شد.
با شکل گیری حکومت هخامنشیان واژه «پارس» به سراسر قلمرو آنان، یعنی ایران اطلاق شد و بعدها با تغییرات سیاسی، واژه «پارس» ویژه استان فارس شد. «فارس» معرّب «پارس» است. بعدها برای استان فارس واژه «فارسستان» به کار رفت.
مفاخر و شخصیتها
امامزادههای استان فارس

امامزاده ابراهیم ( ع )
این امامزاده در محله لب آب شیراز نزدیک گورستان دارالسلم واقع است. میگویند این حضرت فرزند امام موسی کاظم ( ع ) است.

امامزاده سید امیرعلی بن حمزه ( ع )

در پایان خیابان دروازه قرآن مزار حضرت " سید امیرعلی بن حمزه" از نوادگان امام موسی کاظم (ع ) قرار دارد که دارای صحن و حرم بزرگ و زیبایی است.
بنا از دو بخش تشکیل شده است ؛ فضایی چلیپایی شکل متشکل از چهار صفه که قسمت اصلی بنا محسوب میشود و اتاقها و ایوانهای کوچکی که قسمتهای ورودی این بنا هستند. مسجدی نیز در پشت حرم وجود دارد. مرقد درون ضریحی از چوب و خاتم و فولاد قرار گرفته است. درِ منبت کاری ( نقش برجسته به شکل گل و گیاه و جز آن که روی چوب ایجاد کنند ) ورودی این بقعه قدیمیو بسیار زیبا است و بر بالای دهلیز ورودی، کتیبه ای به خط ثلث عالی از " سلطان ابراهیم" فرزند شاهرخ تیموری موجود است که روی سنگ سماق مانندی نـَقر ( حک ) شده . بنای اصلی بقعه به دوره عضدالدوله دیلمیمنتسب است و بعدها در دوره صفویه ، زند و قاجار نیز تعمیراتی در آن انجام شد.
بنا از دو بخش تشکیل شده است ؛ فضایی چلیپایی شکل متشکل از چهار صفه که قسمت اصلی بنا محسوب میشود و اتاقها و ایوانهای کوچکی که قسمتهای ورودی این بنا هستند. مسجدی نیز در پشت حرم وجود دارد. مرقد درون ضریحی از چوب و خاتم و فولاد قرار گرفته است. درِ منبت کاری ( نقش برجسته به شکل گل و گیاه و جز آن که روی چوب ایجاد کنند ) ورودی این بقعه قدیمیو بسیار زیبا است و بر بالای دهلیز ورودی، کتیبه ای به خط ثلث عالی از " سلطان ابراهیم" فرزند شاهرخ تیموری موجود است که روی سنگ سماق مانندی نـَقر ( حک ) شده . بنای اصلی بقعه به دوره عضدالدوله دیلمیمنتسب است و بعدها در دوره صفویه ، زند و قاجار نیز تعمیراتی در آن انجام شد.
امامزاده زاهد ( ع )

بنای امامزاده زاهد فسا، متعلق به دوره مغول است که در دورههای بعد تعمیراتی در آن انجام شد. گنبد رفیع بنا برفضای چهارضلعی آن از ویژگیهای خاص این بنا است.

سبزپوشان
در ۱۸ کیلومتری جنوب شرقی شیراز در سینه کوه، تکیه سبزپوشان قرار دارد. این تکیه مشرف بر کوه، پوشیده از درختان انجیر و دیگر درختان جنگلی در داخل یک غار مصنوعی که با تراشیدن کوه به وجود آمده، قرار دارد. در این غار سنگ قبر ساده ای وجود دارد که روی آن حک شده :" تاریخ شهادت امامزاده سید اسحق بن موسی بن جعفر در سنه ۲۰۵″. علاقه مندان این امامزاده در سالهای پیشتر با کندن کوه، صفه ( ایوان مسقّف ) ای سنگی در کنار غار ایجاد کرده اند که حدود سی متر طول و ۱۵ متر عرض دارد. در ایام متبرکه مردم روستاهای اطراف و ایلات، در این مکان جمع میشوند و مجالس جشن و سرور و … برپا میسازند.
بارگاه حضرت شاهچراغ ( ع )

حضرت سید امیر احمد( ع ) ملقب به " شاهچراغ " و " سید السادات الاعاظم" فرزند بزرگوار امام هفتم و برادر حضرت امام رضا (ع) است. ایشان در زمان خلافت مأمون بین سالهای ۱۹۸ تا۲۰۳ ه.ق با جمعی از نزدیکان و محبان اهل بیت از مدینه به سوی طوس حرکت کرد و در این مسیر در نزدیک شیراز در جنگ با نیروهای دولتی در محل بارگاه ، به شهادت رسید. برادر آن حضرت محمدبن موسی( ع ) در جوار آن حضرت، در همین محل به خاک سپرده شدند.

تا پیش از پادشاهی" عضدالدوله دیلمی" یعنی در حدود صد سال، بارگاه آن حضرت نامشخص بود. در این مقطع با هویدا شدن نور در این مکان، ساختمانی برای آن حضرت و برادرش حضرت سید امیر احمد ( ع ) ساخته شد. در سالهای بین ۶۲۳ تا ۶۵۹ ه. ق در زمان اتابکان فارس با مرمت ساختمان، نخستین گنبد بر روی آرامگاه حضرت شاهچراغ ( ع ) ساخته شد. در سال ۱۲۳۹ ه. ق با تخریب بخشی از بنا در جریان زلزله،" حسین علی میرزا" والی فارس به جای گنبد شکسته ، گنبد جدیدی ساخت. این گنبد یکی دوبار تعمیر شد و در سال ۱۳۷۹ ه. ق به دلیل نقص فنی، به طور کلی برچیده و گنبد دیگری با اسکلت فلزی از آهن، به همان سبک بر آن بارگاه ساخته شد. بنای کنونی این بقعه شامل ایوان اصلی در شرق ، حرم وسیع و شاه نشینهایی از چهارسو و مسجدی در سمت غرب حرم و اتاقها و مقبرههای متعدد متصل به بقعه است. بقعه دارای دو در است؛ در ورودی سمت ایوان که از نقره و به درِ "ظِلّ السلطانی" معروف بود، بعدها به موزه آستانه منتقل شد و جای آن در میناکاری شده کار هنرمندان اصفهانی قرار گرفت.

در طول عمر چند صد ساله این بنا، پادشاهان مختلفی اقدام به ساخت و تزیین قسمت های مختلف بنای این امامزاده کرده اند، از جمله آینه کاری و نوشتههای گچ بری و تزئینات و درهای نقره و رواق ( ایوانی که در مرتبه دوم ساخته شود ، پیشگاه ) و حرم این بقعه بسیار جالب توجه است. روی دیوارهای حرم ، خطوط بسیار از ثلث، نسخ و نستعلیق با قلمهای درشت و ریز، در نهایت زیبایی روی کاشی یا کاغذ و آینه نوشته شده است. آینه کاری سردر و داخل حرم ، به ویژه مقرنس کاریهای آینه از نظر هنری بسیار ارزشمند است. داخل حرم ، در فضایی مربع شکل ، در پایین قبر و بالای آن ، گنبدی ساخته شده که نزدیک ۱۵ متر ارتفاع دارد. مرقد مطهر در شاه نشین بین محوطه زیر گنبد و مسجد بالای سر امامزاده قرار دارد. ضریح بارگاه حضرت در سال ۱۳۴۹ شمسی توسط استادان خاتم" علی اصغر ستایش" و " عبدالعلی سالک نژاد" ساخته شده است. مساحت امروزی بارگاه آستان مقدس احمدی و محمدی (ع) ، ۶۰۰۰۰ مترمربع است و از سال ۱۳۶۰ بیش از ۱۰۰۰۰۰ متر مربع زیربنا در دست ساخت قرار دارد. در این مدت تغییرات متعددی در آستان قدس این دو برادر انجام شده است که شامل: ساخت صحن مرکزی و رواق های اطراف آن، توسعه حرم، بازسازی و توسعه ایوان مطهر آستان مبارک حضرت شاهچراغ (ع) ، کاشی کاری گنبد حرم مطهر حضرت شاهچراغ ( ع ) ، بازسازی و توسعه ایوان مطهر آستان مقدس حضرت سید امیرمحمد ( ع ) ، نماسازی ، مقرنس بندی ، کاشی کاری و آینه کاری ، احداث بازار و چهارسوق ، تیمچه ( محل کسب ) و سرا، زایرسرا و دارالضیافه و خیابان زیرگذر است.

تا پیش از پادشاهی" عضدالدوله دیلمی" یعنی در حدود صد سال، بارگاه آن حضرت نامشخص بود. در این مقطع با هویدا شدن نور در این مکان، ساختمانی برای آن حضرت و برادرش حضرت سید امیر احمد ( ع ) ساخته شد. در سالهای بین ۶۲۳ تا ۶۵۹ ه. ق در زمان اتابکان فارس با مرمت ساختمان، نخستین گنبد بر روی آرامگاه حضرت شاهچراغ ( ع ) ساخته شد. در سال ۱۲۳۹ ه. ق با تخریب بخشی از بنا در جریان زلزله،" حسین علی میرزا" والی فارس به جای گنبد شکسته ، گنبد جدیدی ساخت. این گنبد یکی دوبار تعمیر شد و در سال ۱۳۷۹ ه. ق به دلیل نقص فنی، به طور کلی برچیده و گنبد دیگری با اسکلت فلزی از آهن، به همان سبک بر آن بارگاه ساخته شد. بنای کنونی این بقعه شامل ایوان اصلی در شرق ، حرم وسیع و شاه نشینهایی از چهارسو و مسجدی در سمت غرب حرم و اتاقها و مقبرههای متعدد متصل به بقعه است. بقعه دارای دو در است؛ در ورودی سمت ایوان که از نقره و به درِ "ظِلّ السلطانی" معروف بود، بعدها به موزه آستانه منتقل شد و جای آن در میناکاری شده کار هنرمندان اصفهانی قرار گرفت.

در طول عمر چند صد ساله این بنا، پادشاهان مختلفی اقدام به ساخت و تزیین قسمت های مختلف بنای این امامزاده کرده اند، از جمله آینه کاری و نوشتههای گچ بری و تزئینات و درهای نقره و رواق ( ایوانی که در مرتبه دوم ساخته شود ، پیشگاه ) و حرم این بقعه بسیار جالب توجه است. روی دیوارهای حرم ، خطوط بسیار از ثلث، نسخ و نستعلیق با قلمهای درشت و ریز، در نهایت زیبایی روی کاشی یا کاغذ و آینه نوشته شده است. آینه کاری سردر و داخل حرم ، به ویژه مقرنس کاریهای آینه از نظر هنری بسیار ارزشمند است. داخل حرم ، در فضایی مربع شکل ، در پایین قبر و بالای آن ، گنبدی ساخته شده که نزدیک ۱۵ متر ارتفاع دارد. مرقد مطهر در شاه نشین بین محوطه زیر گنبد و مسجد بالای سر امامزاده قرار دارد. ضریح بارگاه حضرت در سال ۱۳۴۹ شمسی توسط استادان خاتم" علی اصغر ستایش" و " عبدالعلی سالک نژاد" ساخته شده است. مساحت امروزی بارگاه آستان مقدس احمدی و محمدی (ع) ، ۶۰۰۰۰ مترمربع است و از سال ۱۳۶۰ بیش از ۱۰۰۰۰۰ متر مربع زیربنا در دست ساخت قرار دارد. در این مدت تغییرات متعددی در آستان قدس این دو برادر انجام شده است که شامل: ساخت صحن مرکزی و رواق های اطراف آن، توسعه حرم، بازسازی و توسعه ایوان مطهر آستان مبارک حضرت شاهچراغ (ع) ، کاشی کاری گنبد حرم مطهر حضرت شاهچراغ ( ع ) ، بازسازی و توسعه ایوان مطهر آستان مقدس حضرت سید امیرمحمد ( ع ) ، نماسازی ، مقرنس بندی ، کاشی کاری و آینه کاری ، احداث بازار و چهارسوق ، تیمچه ( محل کسب ) و سرا، زایرسرا و دارالضیافه و خیابان زیرگذر است.

امامزاده سید علاء الدین حسین (ع)

" سیدعلاء الدین" از فرزندان امام هفتم (ع ) و برادر دیگر حضرت شاهچراغ است. بقعه در کوچه مجاور مسجد جمعه شیراز قرار دارد و دارای بنایی مرتفع با گنبدی بلند است. مدخل اصلی در سمت جنوب به وسیله صحن کوچکی به خارج راه مییابد. در سمت غرب که در گذشته قبرستان وسیعی وجود داشت، امروز صحن غربی بنا جای دارد ؛ درون بقعه دارای حرم بلند آینه کاری شده در زیر گنبد است و مرقد مطهر سید علاء الدین در شاه نشین کنار آن قرار دارد. مسجد قرینه حرم در پشت ضریح واقع است. بنای اصلی بقعه به وسیله قتلغ خان که در عهد مغول و تیمور( یعنی در اواخر قرن هشتم یا اوایل نهم ) والی شیراز بود، ساخته شده است. کتیبه ای در بالای حرم به تاریخ ۹۴۳ ه. ق باقی مانده است. دورتا دور قسمت داخلی زیر گنبد نیز کاشیهای معرق بسیار زیبایی وجود دارد که بر آن به خط ثلث طلایی و بر زمینه آبی سوره "مزمل" با همان تاریخ ، قید شده است و نشان میدهد که بنا در زمان صفویه تعمیرات اساسی شده است.
به دلیل صدمات شدیدی که در طی قرون بر گنبد بنا وارد آمده بود، در سال ۱۳۲۹ شمسی گنبد جدیدی با اسکلت آهنی به جای آن نصب شد.

امامزاده حضرت سید میرمحمد ( ع )
در فاصله ۲۰۰ متری آرامگاه حضرت شاهچراغ ( ع ) ، مزار برادرش حضرت " سید میرمحمد" قرار دارد. مدخل این بقعه کاشی کاری است و درون بقعه از حرم ساده وسیعی تشکیل شده که مرقد مطهر در شاه نشین شمالی آن قرار دارد. مسجدی نیز قرینه حرم در سوی دیگر مرقد واقع است. ضریح مرقد دارای خاتم کاری های زیبای عهد زندیه است و پشت ضریح مرقدِ منسوب به امامزاده ابراهیم ( ع ) – از فرزندان امام موسی کاظم ( ع ) – واقع شده است. هر دو ضریح به هم متصل هستند. گنبد کاشی به سبک گنبدهای دیگری که در عهد قاجار بر بـُقاع متبرکه شیراز ساخته شد، دارای بدنه باریک و برآمدگی زیاد در قسمت پایین است. بنای اصلی از آثار قرن دهم هجری است که در دوران زندیه و قاجار، تزئینات آن به دست تعمیر سپرده شد. ضریح این مرقد از نقره و در سال ۱۳۰۶ ه. ق ساخته شده، اما تاریخ ساخت و تعمیر و نام بانی آرامگاه این بزرگوار مشخص نیست.
مساجد استان فارس

مسجد ایزدخواست
شهر ایزدخواست در ۶۶ کیلومتری شمال شهر آباده بر سر راه آسفالته آباده به اصفهان قرار دارد. در قلعه باستانی این شهر مسجدی وجود دارد که در اثر زلزله سال ۱۳۱۵ شمسی از بین رفت و فقط درگاه ورودی آن باقی مانده است. پیش از ویرانی این مسجد، «ماکسیم سیرو» باستان شناس و استاد دانشگاه تهران، مطالعاتی در این زمینه انجام داد و اعلام کرد که این مسجد بر روی آتشکده ساسانی ساخته شده است. از این رو سبک بنای این مسجد نیز مانند آتشکده ساسانی، چهار طاقی بود.
مسجد جامع عتیق شیراز
یکی از کهن ترین آثار شهر شیراز، مسجد جامع این شهر است که در ضلع شرقی بارگاه شاه چراغ ( ع ) واقع شده است.

عمرولیث صفاری پس از پیروزی بر لشکر خلیفه در سال ۲۸۱ ه. ق و ورود به شیراز، دستور ساخت این مسجد را داد. احداث این مسجد در سال ۲۸۱ه. ق به پایان رسید. مساحت صحن حیاط این مسجد ۱۶۷۲ متر مربع است و در وسط حیاط ، ساختمان « خدایخانه » قرار دارد. در چهار گوشه ی بنای مسجد برجهای کم ارتفاعی وجود دارد. کتیبه ای از کاشی مینایی فیروزه ای در سنگ بالای برجها جای گرفته که ساخت این بنا را به سال ۲۸۱ ه. ق نسبت میدهد.


مسجد جامع عتیق دارای شش در است: در شرق دو در، در غرب دو در، در سمت شمال دری به نام دوازده امام و آخرین در که سمت جنوب واقع شده است.


در وسط ضلع شمالی این مسجد طاق نمای بلندی قرار دارد که آن را "طاق مروارید" می نامند. در حاشیه داخلی بالای این طاق ، سوره مبارکه « هل اتی» با خط نسخ روی کاشی نوشته شده است. در پیشانی طاق نیز آیاتی چند با خط نسخ و ثلث آمده است.
در مشرق این طاق نما ، شبستانی به اندازه ۳۰×۱۷ متر وجود دارد که در سال ۱۳۴۷ ساختمان آن پایان پذیرفت.


در ضلع شرقی، غربی و جنوبی، طاق نما وجود دارد و در ضلع جنوب کتیبه ای از دوره شاه تهماسب صفوی برای ساخت و تعمیر آن آمده است. در ضلع جنوبی ، شبستانی وجود دارد که دارای محرابی است و آیاتی از قرآن مجید به خط نسخ بر آن نوشته شده است. در کتیبه دیگری از تعمیر آن توسط « امام ورودی بیگ خلف بیگی » سخن رفته است. در کنار این شبستان، شبستان قدیمیواقع شده که ۴۰ ستون دارد و به همین دلیل به شبستان چهل ستون ، مشهور است و اندازه آن ۴۵×۳۲ متر است.

در کنار این شبستان ، شبستان تازه سازی در اندازه ۴۵×۳۶ وجود دارد که دارای ۱۲ ستون و محراب است. در این محراب ۱۳ کتیبه از آیات قرآنی و حدیث نبوی به چشم می خورد.


عمرولیث صفاری پس از پیروزی بر لشکر خلیفه در سال ۲۸۱ ه. ق و ورود به شیراز، دستور ساخت این مسجد را داد. احداث این مسجد در سال ۲۸۱ه. ق به پایان رسید. مساحت صحن حیاط این مسجد ۱۶۷۲ متر مربع است و در وسط حیاط ، ساختمان « خدایخانه » قرار دارد. در چهار گوشه ی بنای مسجد برجهای کم ارتفاعی وجود دارد. کتیبه ای از کاشی مینایی فیروزه ای در سنگ بالای برجها جای گرفته که ساخت این بنا را به سال ۲۸۱ ه. ق نسبت میدهد.


مسجد جامع عتیق دارای شش در است: در شرق دو در، در غرب دو در، در سمت شمال دری به نام دوازده امام و آخرین در که سمت جنوب واقع شده است.


در وسط ضلع شمالی این مسجد طاق نمای بلندی قرار دارد که آن را "طاق مروارید" می نامند. در حاشیه داخلی بالای این طاق ، سوره مبارکه « هل اتی» با خط نسخ روی کاشی نوشته شده است. در پیشانی طاق نیز آیاتی چند با خط نسخ و ثلث آمده است.
در مشرق این طاق نما ، شبستانی به اندازه ۳۰×۱۷ متر وجود دارد که در سال ۱۳۴۷ ساختمان آن پایان پذیرفت.


در ضلع شرقی، غربی و جنوبی، طاق نما وجود دارد و در ضلع جنوب کتیبه ای از دوره شاه تهماسب صفوی برای ساخت و تعمیر آن آمده است. در ضلع جنوبی ، شبستانی وجود دارد که دارای محرابی است و آیاتی از قرآن مجید به خط نسخ بر آن نوشته شده است. در کتیبه دیگری از تعمیر آن توسط « امام ورودی بیگ خلف بیگی » سخن رفته است. در کنار این شبستان، شبستان قدیمیواقع شده که ۴۰ ستون دارد و به همین دلیل به شبستان چهل ستون ، مشهور است و اندازه آن ۴۵×۳۲ متر است.

در کنار این شبستان ، شبستان تازه سازی در اندازه ۴۵×۳۶ وجود دارد که دارای ۱۲ ستون و محراب است. در این محراب ۱۳ کتیبه از آیات قرآنی و حدیث نبوی به چشم می خورد.

خدایخانه
ساختمان سنگی خدایخانه، اتاق مکعب شکلی است که در میان مسجد جامع عتیق شیراز جای دارد. دور تا دور این بنا ، ایوانی به پهنای دو متر قرار دارد. اندازه بنا با ایوانها ۱۲×۱۰ متر است. داخل این بنا از اتاقی به ابعاد ۸×۶ متر تشکیل شده است. این بنا در سال ۷۵۲ ه. ق توسط « شاه شیخ ابواسحق اینجو» پادشاه فارس، به جای ساختمان عمرولیث ساخته شد. میگویند در خدایخانه قرآنها ی تاریخی مانند قرآنهایی به خط حضرت علی (ع)، عثمان و … نگهداری میشد و از این رو آن را «دارالمصحف» مینامیدند. دور تا دور خدایخانه کتیبه طولانی به خط برجسته به صورت ثلث و عالی وجود دارد که نام شیخ ابواسحق هم در آن آمده است.
مسجد جامع کبیر نی ریز

مسجد جامع کبیر نی ریز از قدیمیترین مساجد ایران و میراث بزرگ جهان اسلام است که احتمالاً یکی از آتشکدههای بزرگ زرتشتیان بود و بعدها با نفوذ اسلام به ایران، تبدیل به مسجد شد.ایوانهای این مسجد به شیوه معماری عصر ساسانی است و گچ بریهای محراب آن از ارزش بسیار برخوردار است. این گچ بریها، به خط ثلث و در برگیرنده ی اسامیدوازده امام است. قدیمیترین تاریخی که در این محراب به چشم میخورد مربوط به سال ۳۶۳ ه. ق است که تعمیراتی در دوره عضدالدوله دیلمیدر مسجد انجام میشد. تاریخ ۴۶۰ ه.ق هم به تعمیرات این مسجد در دوره سلجوقیان و سلطنت آلب ارسلان سلجوقی و تاریخ ۵۶۰ ه.ق به تعمیرات مسجد در دوره خوارزمشاهیان و سلطنت ایل ارسلان خوارزمشاهی مربوط است.
مسجد جامع داراب

مسجد جامع داراب از نظر معماری بسیار قابل توجه است. شبستان مسجد مستطیل شکل و در دو سوی آن ایوان سراسری ساخته شده است. چهار مناره تنومند و نسبتاً کوتاه آجری در چهارگوشه ی مجموعه ی بنا، استوار است. بدنه ی ستونها به وسیله ی خانه بندیهای مربع و مستطیل شکل روسازی شده و داخل خانه بندیها آجر کاری خفته و راسته مزین به خطوط کوفی بنایی از آیات کریمه مشاهده میشود. محراب در داخل شبستان ، پشت دیوارِ قسمتِ وسطِ ایوان با تقسیم بندیهای متناسب و گچ بریهای ساده و زیبا نمایان است. سقف ایوانهای سراسری از سقف شبستان کوتاه تر است و پوشش دو دهلیز دو طرف شبستان و اتاقهای مجاور آنها، گنبدی، ضربی و کوتاه تر از شبستان اصلی است. ساختمان مسجد داراب دارای ترکیب مخصوصی است که با مساجد معمولی ایران متفاوت و اندکی به خدایخانه ی شیراز نزدیک است. نزدیک به روبه روی در ورودی بزرگ مسجد جامع داراب ، لوحه ی سنگی در ارتفاع دو تا دو و نیم متر از کف زمین بر جبهه ی خارجی دیوار شمالی شبستان نصب بود که تاریخ بنای مسجد و وقف نامه ی مربوط به آن را دربرداشت.
مسجد قصر دشت
در این مسجد یک لوحه ی سنگی از « امیر اوزون حسن» از قرن نهم ه.ق در دیوار جنوبی مسجد نصب شده است. این کتیبه به فاصله ۵/۲ متر از کف مسجد قرار دارد و از قراین چنین بر میآید که «رییس احمد » به امر « سلطان حسن بیگ » در سال ۸۷۵ ه. ق مسجد جامع قصر الدشت را بنا کرده است. در سال ۸۹۵ ه. ق نیز منضماتی به این مسجد افزوده شد و مسجد پایین ، مقبره و بقعه در کنار آن بنا شد.
مسجد مشیر
این مسجد زیباترین مسجد دوره ی قاجار در شیراز است و به وسیله ی « میرزا ابوالحسن خان مشیر الملک» وزیر مملکت فارس در سالهای ۱۲۶۵ تا ۱۲۷۴ ه. ق ساخته شده است. این مسجد تاریخی دیدنی در خیابان قاآنی شمالی، در محله ی بازار ارامنه قرار دارد.
مسجد نصیرالملک

این مسجد یکی از بناهای زیبای دوره قاجاریه و در محله " گود عربان" شیراز واقع است. کاشی کاری و ستونهای سنگی مسجد شبیه مسجد وکیل است و برخی از تزئینات زیبای مسجد وکیل، در این مسجد هم مشاهده میشود. در دهلیز شمالی نام معمار آن " کمترین محمد حسن" بر کتیبه ای به خط نستعلیق مشاهده میشود. تاریخ بنای مسجد بین سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۳۰۵ ه.ق است.
مسجد نو( مسجد شهدا)
مسجد نو که "مسجد اتابک" نیز نامیده میشود، درست رو به روی بارگاه حضرت شاهچراغ (ع ) واقع شده است. ساخت این مسجد بزرگ در سال ۵۹۸ ه.ق آغاز شد و در سال ۶۱۵ ه. ق به پایان رسید.
در مورد نام این مسجد نوشته اند که چون چند مرتبه در سالهای ۶۹۰ ، ۱۱۸۳ و ۱۲۶۹ ه. ق در اثر زلزله تخریب و مجدداً ساخته شد، چنین نام گرفته است.
این ساختمان ، نخست اندرونی" اتابک سعد بن زنگی" بود. او هنگام بیماری سخت فرزندش، نذر کرد که در صورت بازیافتن سلامت فرزندش، خانه را خراب کند و به جای آن مسجد بسازد. چنین شد و او نذر خود را ادا کرد. این مسجد بعد از مسجد جامع عتیق، کهن ترین مسجد شیراز است.
مساحت مسجد نو ۲۰۰×۱۰۰ متر( یعنی ۲۰ هزار مترمربع) و بزرگ ترین مسجد ایران است. در شمال و جنوب این ساختمان، دو رواق ( ایوانی که در مرتبه دوم ساخته شود ، پیشگاه ) بسیار بلند به ارتفاع ۳۰ متر و عرض ۲۵ متر ساخته شده است. در هر سوی این رواقها، ۱۲ طاق کم ارتفاع وجود دارد. در پشت رواق جنوبی ، شبستان گسترده ای ساخته شده است. در ضلعهای شرقی و غربی، ایوان بزرگی در وسط وجود دارد که هر طرف آن شش اتاق ساخته شده است.
در ساختمان مسجد نو در حال حاضر هیچ کاشی کاری و کار هنری دیده نمیشود، اما پیشانی طاقهای بزرگ با کاشی کاری معرق به خط ثلث تزیین شده است. تا حدود ۶۰ سال پیش به دلیل وجود چند درخت چنار در وسط صحن، این مکان گردشگاه مردم شیراز بود و آب قنات خیرات از وسط آن جریان داشت. مسجد نو در دوره مشروطیت محل تجمع آزادی خواهان بود و امروز نماز جمعه در آن برگزار میشود.
در مورد نام این مسجد نوشته اند که چون چند مرتبه در سالهای ۶۹۰ ، ۱۱۸۳ و ۱۲۶۹ ه. ق در اثر زلزله تخریب و مجدداً ساخته شد، چنین نام گرفته است.
این ساختمان ، نخست اندرونی" اتابک سعد بن زنگی" بود. او هنگام بیماری سخت فرزندش، نذر کرد که در صورت بازیافتن سلامت فرزندش، خانه را خراب کند و به جای آن مسجد بسازد. چنین شد و او نذر خود را ادا کرد. این مسجد بعد از مسجد جامع عتیق، کهن ترین مسجد شیراز است.
مساحت مسجد نو ۲۰۰×۱۰۰ متر( یعنی ۲۰ هزار مترمربع) و بزرگ ترین مسجد ایران است. در شمال و جنوب این ساختمان، دو رواق ( ایوانی که در مرتبه دوم ساخته شود ، پیشگاه ) بسیار بلند به ارتفاع ۳۰ متر و عرض ۲۵ متر ساخته شده است. در هر سوی این رواقها، ۱۲ طاق کم ارتفاع وجود دارد. در پشت رواق جنوبی ، شبستان گسترده ای ساخته شده است. در ضلعهای شرقی و غربی، ایوان بزرگی در وسط وجود دارد که هر طرف آن شش اتاق ساخته شده است.
در ساختمان مسجد نو در حال حاضر هیچ کاشی کاری و کار هنری دیده نمیشود، اما پیشانی طاقهای بزرگ با کاشی کاری معرق به خط ثلث تزیین شده است. تا حدود ۶۰ سال پیش به دلیل وجود چند درخت چنار در وسط صحن، این مکان گردشگاه مردم شیراز بود و آب قنات خیرات از وسط آن جریان داشت. مسجد نو در دوره مشروطیت محل تجمع آزادی خواهان بود و امروز نماز جمعه در آن برگزار میشود.
مسجد وکیل

مسجد جامع سلطانی وکیل که آن را مسجد شاهی هم میگفتند، در سال ۱۱۸۸ ه.ق نزدیک ارگ و بازار وکیل ساخته شد. این مسجد از عظیم ترین و از نظر استحکام، بی نظیرترین مساجد ایران است و مساحت آن ۹۵۷۸ مترمربع مساحت است. ابعاد این مسجد از بیرون ۱۲۰×۸۰ متر است.مسجد وکیل دارای دو شبستان تابستانی و زمستانی است؛ شبستان تابستانی مسجد به ابعاد ۴۰×۸۰ متر، مجموعه ای عظیم است که دارای ۴۸ ستون یک پارچه سنگی با طرح زندیه به صورت مارپیچ و حجاری شده و به ارتفاع حدود پنج متر است. شبستان زمستانی در قسمت شرقی حیاط قرار دارد و مساحت آن ۵۰۰ متر مربع است. این شبستان فاقد تزئینات و از سادگی خاصی برخوردار است. حیاط مسجد در سمت شمال و جنوب در دو سمت حوض دارای دو ایوان عظیم است.

این ایوانها پوشیده از کاشیهای معرق و هفت رنگ و گل و بوته با خطوط اسلیمی است که زیرطاق آن به وسیله مقرنس ( آنچه به شکل نردبان و پله پله ساخته شده ، بنای بلند مدور و ایوان آراسته و مزین با صورتها و نقوش که بر آن با نردبان پایه روند ، قسمیزینت که در اطاق و ایوانها به شکلهای گوناگون گچبری کنند؛ کنگره دار) کاری زیبا و منحصر به فردی تزیین شده است. سنگهای ازاره ( آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود) این دو ایوان بزرگ از تخته سنگهای بزرگ مرمر با حجاریهای زیباست که در نوع خود بی نظیر است. در شبستان روبه روی ایوان عظیم و زیبای آن، محراب بی مانند مسجد قرار دارد.

در این محراب منبری از سنگ مرمر سبز یک پارچه با چهارده پله جای گرفته که زینت بخش شبستان است. سنگ منبر از تبریز آورده شده است. کاشی کاری این مسجد نیز از شاهکارهای کاشی کاری است، تنوع و ترکیب رنگ کاشیها سبک جدیدی در کاشی کاری به وجود آورده که سالهای بعد الهام بخش ساخت سایر اماکن تاریخی شیراز بوده است. در اصلی مسجد در یکی از جنگهای محلیشیراز در دوره قاجاریه ، بر اثر اصابت گلوله توپ از بین رفت و آن را تعویض کردند. این مسجد، در دوره قاجاریه در سال ۱۲۴۲ تا ۱۲۴۴ و ۱۲۶۰ ه. ق ( و بعد از آن نیز ) به دست تعمیر سپرده شد. کتیبههایی به همین منظور در این مسجد وجود دارد.

این ایوانها پوشیده از کاشیهای معرق و هفت رنگ و گل و بوته با خطوط اسلیمی است که زیرطاق آن به وسیله مقرنس ( آنچه به شکل نردبان و پله پله ساخته شده ، بنای بلند مدور و ایوان آراسته و مزین با صورتها و نقوش که بر آن با نردبان پایه روند ، قسمیزینت که در اطاق و ایوانها به شکلهای گوناگون گچبری کنند؛ کنگره دار) کاری زیبا و منحصر به فردی تزیین شده است. سنگهای ازاره ( آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود) این دو ایوان بزرگ از تخته سنگهای بزرگ مرمر با حجاریهای زیباست که در نوع خود بی نظیر است. در شبستان روبه روی ایوان عظیم و زیبای آن، محراب بی مانند مسجد قرار دارد.

در این محراب منبری از سنگ مرمر سبز یک پارچه با چهارده پله جای گرفته که زینت بخش شبستان است. سنگ منبر از تبریز آورده شده است. کاشی کاری این مسجد نیز از شاهکارهای کاشی کاری است، تنوع و ترکیب رنگ کاشیها سبک جدیدی در کاشی کاری به وجود آورده که سالهای بعد الهام بخش ساخت سایر اماکن تاریخی شیراز بوده است. در اصلی مسجد در یکی از جنگهای محلیشیراز در دوره قاجاریه ، بر اثر اصابت گلوله توپ از بین رفت و آن را تعویض کردند. این مسجد، در دوره قاجاریه در سال ۱۲۴۲ تا ۱۲۴۴ و ۱۲۶۰ ه. ق ( و بعد از آن نیز ) به دست تعمیر سپرده شد. کتیبههایی به همین منظور در این مسجد وجود دارد.
بقعهها و مقبرههای تاریخی استان فارس
خانقاه علیا یا مقبره سید امین الدین
"سید امین الدین" از عرفا و مشایخ قرن هشتم هجری و ممدوح خواجه حافظ شیرازی و خواجوی کرمانی بود. آرامگاه وی در شمال شهر فعلی کازرون در کنار کوه قرار دارد. بنای این آرامگاه از سنگهای حجاری شده بدون ملات مانند سنگهای معبد آناهیتای بیشابور در سال ۷۱۰ ه. ق ساخته شده ؛ قبر شیخ هم اکنون نیز زیارتگاه عموم مردم است.

بقعه بی بی دختران
امام عبدالله مشهور به دختران، از امامزادگان فاضل و از فرزندان حضرت فاطمه ( س) است. مردم شیراز مدفن وی را" بی بی دختران" مینامند. این بقعه نزدیک شاهچراغ (ع ) قرار دارد.
بقعه پیر بناب
این بقعه که به مقبره " شیخ اقطع" نیز شهرت دارد، در کوهسار جنوبی شیراز واقع است ، و در اصل بقعه کوچکی بود که پس از دفن " محمد علی خان ایلخانی قشقایی" در جوار او، در سال ۱۲۶۶ ه. ق بنای تکیه ای بر آن افزوده شد. این تکیه از تالاری تشکیل شده که بر دو ستون سنگی یکپارچه تکیه دارد و سطح تالار، پایین تر از بقعه است.

بقعه سید تاج الدین غریب
این بقعه که به نام" سید حاج غریب " نیز مشهور است، دارای دو لقب" تاج الدین" و " غریب" است. نام آن حضرت، " جعفربن فضل بن علی بن ابیطالب" (ع ) است. این بارگاه نزدیک دروازه کازرون شیراز قرار دارد. اصل بنا به قبل از دوره قاجار تعلق دارد. سر در ورودی بقعه دارای کاشی کاری منقش به اشکال گل وبوته و آیات قرآنی و صحنههای وقایع کربلاست. تاریخ کاشی کاری به سال ۱۳۱۰ ه. ق باز میگردد.
بقعه چهل تنان
با فاصله کمیاز شمال آرامگاه حافظ، محوطه مشجر و باصفایی وجود دارد که چهل سنگ مزار یک اندازه در آن جای دارد و چند اتاق و حوض آبی هم در سمت شمال آن ساخته شده است. این محوطه در زمان کریم خان زند محصور ، و آباد شد و سنگ قبرها به فرمان مرحوم فرهاد میرزا ، والی فارس در سال ۱۲۵۷ ه. ق بر قبور چهل زاهد و عارف که هویتشان مشخص نیست نهاده شد.

بقعه شیخ یوسف سروستانی
این بقعه در شهر سروستان واقع شده و مشتمل بر دو چهار طاقی است که در طول زمان دستخوش آسیب و در پی آن مرمتهایی شده است . این بنای با ارزش شامل ستونهای سنگی و رومیهایی از سنگ تراش است که با ظرافت و شکوه خاصی خودنمایی میکند. در وسط چهار طاق اصلی ، سنگ قبری مربوط به " شیخ یوسف بن یعقوب سروستانی " به تاریخ ۶۸۰ ه. ق وجود دارد . بر روی سنگ دیگر نام " محمد بن حسن علی البیضاوی" به تاریخ ۱۱ رمضان ۷۱۰ ه . ق به چشم میخورد.
بنای اصلی دارای گنبدی به قطر شش متر است که بر روی چهار دیوار بنا که خود بر روی ۱۲ ستون سنگی بنا شده ، قرار دارد. بنای دیگر نیز که دستخوش تخریب و تغییر بیشتری شده ، ساختمان گنبد دار کوچک تری از سنگهای لاشه و آجر است . زیباترین بخش بنا دو سردر سنگی حجاری شده است .
سردر جنوبی شامل طاقی با مقرنسهای زیبا و سردر دیگر ( که بر روی محور اصلی ساختمان بنا شده ) نیز به سال ۷۱۳ ه . ق تعلق دارد . در قسمت شمالی بنای کوچک تر ، بقایایی از یک پلکان مارپیچ دیده میشود که احتمالاً به مناره ای تعلق داشت. مردم سروستان معتقدند که شیخ از علمای عصر خود بود و در این محل به تربیت شاگردان خود میپرداخت. از دیگر بقاع متبرکه فارس میتوان به بقعه امامزاده ابراهیم در روستای برم دلک ، بقعه امامزاده ابراهیم در روستای سلطان آباد ، بقعه امامزاده اسماعیل در شیراز ، بقعه امامزاده زنجیری ( سیدالحرمین ) در شیراز ، بقعه امامزاده محمد در ده پیاله ، بقعه امیر سید اصیل الدین عبدالله علوی و پسرش امیر ناصرالدین در شیراز ، بقعه بی بی زینبیه در شیراز ، بقعه بی بی سلیمه خاتون در شیراز ، بقعه بی بی فاطمه در شیراز و … اشاره نمود.
بنای اصلی دارای گنبدی به قطر شش متر است که بر روی چهار دیوار بنا که خود بر روی ۱۲ ستون سنگی بنا شده ، قرار دارد. بنای دیگر نیز که دستخوش تخریب و تغییر بیشتری شده ، ساختمان گنبد دار کوچک تری از سنگهای لاشه و آجر است . زیباترین بخش بنا دو سردر سنگی حجاری شده است .
سردر جنوبی شامل طاقی با مقرنسهای زیبا و سردر دیگر ( که بر روی محور اصلی ساختمان بنا شده ) نیز به سال ۷۱۳ ه . ق تعلق دارد . در قسمت شمالی بنای کوچک تر ، بقایایی از یک پلکان مارپیچ دیده میشود که احتمالاً به مناره ای تعلق داشت. مردم سروستان معتقدند که شیخ از علمای عصر خود بود و در این محل به تربیت شاگردان خود میپرداخت. از دیگر بقاع متبرکه فارس میتوان به بقعه امامزاده ابراهیم در روستای برم دلک ، بقعه امامزاده ابراهیم در روستای سلطان آباد ، بقعه امامزاده اسماعیل در شیراز ، بقعه امامزاده زنجیری ( سیدالحرمین ) در شیراز ، بقعه امامزاده محمد در ده پیاله ، بقعه امیر سید اصیل الدین عبدالله علوی و پسرش امیر ناصرالدین در شیراز ، بقعه بی بی زینبیه در شیراز ، بقعه بی بی سلیمه خاتون در شیراز ، بقعه بی بی فاطمه در شیراز و … اشاره نمود.
مقبرهها

آرامگاه آبش خاتون
"آبش خاتون" آخرین پادشاه اتابکان ، در سال ۶۸۵ یا ۵۸۷ ه. ق در محله " چرنداب " تبریز درگذشت. دخترش جسد او را به شیراز منتقل کرد و آرامگاهی رفیع در بیرون شهر شیراز، در انتهای جنوب شرقی شهر، برای او ساخت. این محل امروزه در فلکه خاتون شیراز واقع است.
بنای اصلی آرامگاه آبش خاتون به شکل مربع و اندازه هر ضلع آن ۷۵/۱۶ متر و ارتفاع آن ۲۰ متر بود و در طرح و شکل بنا شباهتهایی با مقبره الجایتو در سلطانیه مشاهده میشد. قسمتهای باقی مانده کنونی، تنها گوشههایی از آن آرامگاه مجلل با ساختمانی آجری است که سقف گنبدی آن فرو ریخته و دیوارهای آن خراب شده است.
این ساختمان ابتدا سه طبقه بود. اما اکنون تنها دیوار بلندی از آن باقی مانده و ازارههای کاشی کاری آن از بین رفته و امروزه تنها قسمتی از این ساختمان دارای ازاره سنگی است. کتیبه ای از دوره صفوی در بیرون آرامگاه قرار داشت که بخشی از آن همراه معرق عالی طبقه پایین آرامگاه در موزه پارس نگهداری میشود.
درِ قدیمیساختمان دارای منبت کاری بسیار ارزنده ای بود، که به مرور زمان نقش های آن محو شده، اما لاشه آن پابرجاست.
این ساختمان ابتدا سه طبقه بود. اما اکنون تنها دیوار بلندی از آن باقی مانده و ازارههای کاشی کاری آن از بین رفته و امروزه تنها قسمتی از این ساختمان دارای ازاره سنگی است. کتیبه ای از دوره صفوی در بیرون آرامگاه قرار داشت که بخشی از آن همراه معرق عالی طبقه پایین آرامگاه در موزه پارس نگهداری میشود.
درِ قدیمیساختمان دارای منبت کاری بسیار ارزنده ای بود، که به مرور زمان نقش های آن محو شده، اما لاشه آن پابرجاست.
آرامگاه باباکوهی

کمیدورتر از مزار خواجوی کرمانی، زیارتگاهی به نام باباکوهی در دل کوه وجود دارد. این آرامگاه که مشرف به شهر شیراز است، بنایی مشتمل بر چند اتاق و مهتابی هایی است که توسط" مویدالدوله تهماسب میرزا" نوه فتحعلی شاه در سال ۱۲۷۵ در آن مکان احداث شده است. باباکوهی از عرفا و شعرای مشهور شیراز است.
در سده ی چهارم: ام سلمه بیگم شاعر و نویسنده، عمان نی ریزی شاعر و خوش نویس، مولانا مایلی نی ریزی شاعر، سید جواد نی ریزی عالم، حکیم محمد کاظم نی ریزی طبیب، میرزا محمدهاشم پزشک بلند پایه شیرازی که نادرشاه افشار هنگام فتح هند او را با خود به ایران آورد، ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی پزشک و حکیم، ابوالعلاء شیرازی پزشک، ابن عجیم پزشک و اخترشناس، احمدبن ابی اشعث پزشک، ابوزید فارسی نویسنده ی کتاب «راههای دریایی بین هند و ایران».
در سده هفتم مولانا نجم الدین محمود ابن صائن الدین الیاس شیرازی دانشمند و پزشک، سید قطب الدین محمد الحسینی عارف، استاد میرزا احمد نی ریزی خوش نویس، شعله نی ریزی شاعر، حاج زین العطار از پزشکان زمان شاه شجاع مظفری، حسن بن احمد فارسی استاد علم نحو و ادبیات.
در سده ی هشتم ابوالحسن عبدالملک ابن محمد شیرازی ریاضی دان و اخترشناس، خواجه شیرازی اخترشناس و رئیس رصدخانه شاه جهان، استاد قوام الدین شیرازی معمار و کاشی ساز و کاشی کار مسجد گوهرشاد مشهد، روزبه پسر دادویه ملقب به ابن مقفع اولین مترجم کلیله و دمنه به زبان عربی، سیبویه ادیب و نویسنده جامع ترین دستور زبان عربی که آن را قرآن النحو لقب داده اند، ابوعلی فارسی استاد علم نحو و مؤلف کتاب «الحجت» درباره ی قرائتهای قرآن، ابن مقله خوش نویس قرن چهارم که شش گونه ی جدید خط کوفی را ابداع کرد، ابراهیم و پسرش اسحاق که به موصلی مشهور بودند از موسیقی دانان قرن چهارم، «منصور حلاج» عارف و صوفی بلند آوازه، ابوحیان توحیدی دانشمند، فیلسوف و متکلم بنام سده چهارم و اوایل سده ی پنجم، شیخ کبیر ابوعبدالله خفیف از بزرگترین مشایخ و عرفای سده ی چهارم، ساکت نی ریزی شاعر و خوشنویس.
در سده ی پنجم مؤید شیرازی از بزرگان دانش و عرفان، شیخ ابواسحاق فیروزآبادی از دانشمندان و مدرسان، وصّاف الحضره از ادیبان و نویسندگان در زمان ایلخانان مغول، قاضی عضدالدین ایجی از دانشمندان عهد مظفری، ملاصدرای شیرازی حکیم و فیلسوف سده ی یازدهم مؤلف کتاب «الاصول من الکافی» و «الرساله ی فی الحدوث العالم» و «الحکمت العرشیه» و …، شیخ روزبهان از دانشمندان و عرفای قرن ششم، سید نظام الدین محمود ملقب به شاهد اعلی الی الله عارف و حکیم قرن نهم، باباکوهی از مشایخ صوفیه اوایل قرن پنجم، علامه قطب الدین شیرازی دانشمند و پزشک قرن هفتم، ملامحمد عسکر و ملامحمد شفیع ارسنجانی معروف به اشرف الکتاب نـَسخ نویس قرن سیزدهم، احمد وقار شیرازی خوش نویس و ادیب قرن سیزدهم، اسدالله شیرازی ملقب به «کاتب السطانی» از خوش نویسان دوره ی فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار، حسین حکاک خوشنویس و کتیبه نگار و سجع مهر که مهرهای ناصرالدین شاه را حک کرد، شوریده شیرازی، علی ابزری طبیب و مؤلف قرن نهم، شریف الدین جرجانی عالم و دانشمند قرن نهم، مکتبی شیرازی شاعر قرن دهم، بابا فغانی شاعر قرن دهم، اهلی شیرازی شاعر قرن دهم، انور زند شیرازی شاعر قرن دوازدهم، راز شیرازی نویسنده و عارف قرن سیزدهم، رحمتعلی شیرازی شاعر و عارف قرن سیزدهم، دستغیب شیرازی فقیه و مجتهد قرن سیزدهم، داور شیرازی شاعر و تذکره نویس قرن سیزدهم، قاآنی شاعر مشهور قرن سیزدهم، آتشی شیرازی شاعر معاصر، حجاب شیرازی شاعر و خطاط معاصر، علی اصغر حکمت نویسنده و مترجم معاصر و…
در سده ی چهارم: ام سلمه بیگم شاعر و نویسنده، عمان نی ریزی شاعر و خوش نویس، مولانا مایلی نی ریزی شاعر، سید جواد نی ریزی عالم، حکیم محمد کاظم نی ریزی طبیب، میرزا محمدهاشم پزشک بلند پایه شیرازی که نادرشاه افشار هنگام فتح هند او را با خود به ایران آورد، ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی پزشک و حکیم، ابوالعلاء شیرازی پزشک، ابن عجیم پزشک و اخترشناس، احمدبن ابی اشعث پزشک، ابوزید فارسی نویسنده ی کتاب «راههای دریایی بین هند و ایران».
در سده هفتم مولانا نجم الدین محمود ابن صائن الدین الیاس شیرازی دانشمند و پزشک، سید قطب الدین محمد الحسینی عارف، استاد میرزا احمد نی ریزی خوش نویس، شعله نی ریزی شاعر، حاج زین العطار از پزشکان زمان شاه شجاع مظفری، حسن بن احمد فارسی استاد علم نحو و ادبیات.
در سده ی هشتم ابوالحسن عبدالملک ابن محمد شیرازی ریاضی دان و اخترشناس، خواجه شیرازی اخترشناس و رئیس رصدخانه شاه جهان، استاد قوام الدین شیرازی معمار و کاشی ساز و کاشی کار مسجد گوهرشاد مشهد، روزبه پسر دادویه ملقب به ابن مقفع اولین مترجم کلیله و دمنه به زبان عربی، سیبویه ادیب و نویسنده جامع ترین دستور زبان عربی که آن را قرآن النحو لقب داده اند، ابوعلی فارسی استاد علم نحو و مؤلف کتاب «الحجت» درباره ی قرائتهای قرآن، ابن مقله خوش نویس قرن چهارم که شش گونه ی جدید خط کوفی را ابداع کرد، ابراهیم و پسرش اسحاق که به موصلی مشهور بودند از موسیقی دانان قرن چهارم، «منصور حلاج» عارف و صوفی بلند آوازه، ابوحیان توحیدی دانشمند، فیلسوف و متکلم بنام سده چهارم و اوایل سده ی پنجم، شیخ کبیر ابوعبدالله خفیف از بزرگترین مشایخ و عرفای سده ی چهارم، ساکت نی ریزی شاعر و خوشنویس.
در سده ی پنجم مؤید شیرازی از بزرگان دانش و عرفان، شیخ ابواسحاق فیروزآبادی از دانشمندان و مدرسان، وصّاف الحضره از ادیبان و نویسندگان در زمان ایلخانان مغول، قاضی عضدالدین ایجی از دانشمندان عهد مظفری، ملاصدرای شیرازی حکیم و فیلسوف سده ی یازدهم مؤلف کتاب «الاصول من الکافی» و «الرساله ی فی الحدوث العالم» و «الحکمت العرشیه» و …، شیخ روزبهان از دانشمندان و عرفای قرن ششم، سید نظام الدین محمود ملقب به شاهد اعلی الی الله عارف و حکیم قرن نهم، باباکوهی از مشایخ صوفیه اوایل قرن پنجم، علامه قطب الدین شیرازی دانشمند و پزشک قرن هفتم، ملامحمد عسکر و ملامحمد شفیع ارسنجانی معروف به اشرف الکتاب نـَسخ نویس قرن سیزدهم، احمد وقار شیرازی خوش نویس و ادیب قرن سیزدهم، اسدالله شیرازی ملقب به «کاتب السطانی» از خوش نویسان دوره ی فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار، حسین حکاک خوشنویس و کتیبه نگار و سجع مهر که مهرهای ناصرالدین شاه را حک کرد، شوریده شیرازی، علی ابزری طبیب و مؤلف قرن نهم، شریف الدین جرجانی عالم و دانشمند قرن نهم، مکتبی شیرازی شاعر قرن دهم، بابا فغانی شاعر قرن دهم، اهلی شیرازی شاعر قرن دهم، انور زند شیرازی شاعر قرن دوازدهم، راز شیرازی نویسنده و عارف قرن سیزدهم، رحمتعلی شیرازی شاعر و عارف قرن سیزدهم، دستغیب شیرازی فقیه و مجتهد قرن سیزدهم، داور شیرازی شاعر و تذکره نویس قرن سیزدهم، قاآنی شاعر مشهور قرن سیزدهم، آتشی شیرازی شاعر معاصر، حجاب شیرازی شاعر و خطاط معاصر، علی اصغر حکمت نویسنده و مترجم معاصر و…



